تبليغاتX
موفقیت

موفقیت

فرشته اسمان

آدمهاي ثانيه ايي....

آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکنند
از آدم های یک ساعت دیگر میترسم!
چون درگیر هزاران ثانیه اند…
ثانیه هایی که در هرکدام
رنگی دگر به خود میگیرند …
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 12:53 ] [ مژگان ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

زندگی یعنی چه؟

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم/ زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت/ زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست.....

شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
!!!هیچ
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند

زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.
سهراب سپهری

 

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:38 ] [ مژگان ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

راه موفقیت

مرد جوانی که می خواست راه موفقیت را طی کند به سراغ استاد رفت.

استاد خردمند گفت :تا یک سال به هر کس که به تو حمله کرد و دشنام داد،پول بده

به مدت یک سال هر کس به جوان حمله می کرد،جوان به او پول می داد.آخر سال باز به سراغ استاد رفت تا گام بعدی را بیاموزد.

استاد گفت :به شهر برو و برایم غذا بخر .

همین که مرد رفت استاد خود را به شکل یک گدا درآورد و از راه میانبر  کنار دروازه شهر رفت.

وقتی مرد جوان رسید ،استاد شروع به توهین کردن به او کرد

جوان به گدا گفت:عالی است!یک سال مجبور بودم به هر کس که به من توهین می کرد پول بدهم،

اما حالا می توانم مجانی فحش بشنوم ،بدون انکه پولی خرج بکنم

استاد وقتی صحبت جوان را شنید خود را به او نشان داد و گفت:برای گام بعدی آماده ای چون یاد گرفتی به روی مشکلات بخندی.

داوینچی می گوید:مشکلات نمی توانند مرا شکست بدهند هر مشکلی در برابر تصمیم قاطع من تسلیم می شود.

برحسب :راه موفقیت

 

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 20:26 ] [ مژگان ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

تولد مژگان

سلام.

تولدم مبارك ايشا... كه ۱۰۰۰۰۰۰۰۰سال زنده باشم  .

مرسي از دوستاني كه كامنت دادن اما چرا خصوصي اخه تبريك تولد بود ديگه !!!!!!!!!!

تولدم مبارك بوس بوس به خودم

[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 20:16 ] [ مژگان ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

سال نو مبارک

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
******** سال نو مبارک ********

نوروز جشن باستانی ایرانیان| 9rooz.ir

[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 13:30 ] [ مژگان ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

ميگن درد رو از هر طرف بخوني ميشه درد

 ولي درمان رو از آخر بخوني ميشه نامرد .

مواظب باشيم واسه

دردمون به هر درماني تن ندهيم!
 
 
 
 
سلام.قصد نوشتن نداشتم ولي خيلي وقت بود كه ننوشته بودم
خواستم بگم هنوز هستم !
من يه عذرخواهي بدهكارم به بعضي از دوستان به خاطر سهل انگاري من
به بعضي از دوستان توهيناتي شد واقعا معذرت ميخوام
و اميدوارم ببخشن!
 
[ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 17:18 ] [ مژگان ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

متین جون

سلام.

متین جونم شرمنده دیر جواب دادم بخدا ادرس ایمیلت اصلا باز نمیشه که برات کامنت بزارم !

والا منابع.

1.مدنی (نظم کاتوزیان و جزوه استاد شهبازی رو با هم خوندم و همون موقع تست هم میزدم تستهای طبقه بندی شده حقوق مدنی استاد شهبازی)

2.ا.د.م:کمالوند و کلانتریان

3.حقوق تجارت:پاشایی کلاس میرفتم

4.جزا:فرحی از بچه های موسسه گرفتم ولی خوب نبود من راضی نبودم!

5.کیفری :ساولانی عالی بود خیلی خوب

6:اصول :استاد بخشی که حرف نداشت دقیقا مباحثی که سر کلاس صحبت کرده بود همه سوالات همون بود !

بازم سوالی داشتی در خدمتم


[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 18:6 ] [ مژگان ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

وکالت تموم شد!

سلام.

آزمون وکالت هم تموم شد ایشا... نتیجه اشم خوب باشه !

مرسی از بابت کامنتاتون و شرمنده برای بی پاسخ موندن سوالاتتون !

فعلا به امید دیدار...

[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 18:36 ] [ مژگان ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

سلام.

مرسی  دوستای گلم از نظراتت با ارزشتون .

راستش درگیر ازمون وکالتم هستم زیاد وقت نمیکنم بیام وبلاگ شرمنده ام بخدا ایشا.... بعد از اتمام

ازمونم حتما به روز میشم .

بازم ممنون از لطف همتون

فعلا به امید دیدار...

[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 14:55 ] [ مژگان ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

راه نرفته

شاید بگید آدم برای گذشته هاش دلتنگی میکنه نه برای روزی که هنوز نیومده . من کاملا موافقم اما منظور من فردایی نیست که نیومده  ,  من فردا و فرداهایی رو میگم که گذشته ... وتمام شده...
 روز هایی که کلی برنامه ریزی براشون انجام داده بودیم . و انتظار رسیدنشونو میکشیدیم.
و میخواستیم کارهای مفید کنیم  ...اخلاقمونو تغییر بدیم ... بهتر باشیم ...به جایی که میخواستیم برسیم  و خلاصه چیزی که میخواستیم بشیم... اینا همون حرفایی بود که برای روز نیومده (فردا) میزدیم .
اما وقتی که فردا میومد دوباره همه چیز مثل دیروز میشد و انگار که هیج تصمیمی نداشتیم  برای خودمون... و همین طور روزها و فرداهای دیگه...
و اینطور بود که بزرگ شدیم .
بعضی هامون تو گذشته موندیم و حسرت کارهای نکرده و راههای نرفته ای رو خوردیم که باید انجام میدادیم و میرفتیم ... و به جاش بیراهه رو انتخاب کردیم .
بعضی دیگه هم بعد از کیش و مات شدن ;  دوباره بازی درست تری رو با دقت و پیش بینی کردن شروع کردیم تا اشتباههای گذشته رو جبران کنیم ...
...و بعضی دیگه هم (به خیال خودمون) فکر کردیم دیگه هیچی فایده نداره...حتی جبران! اما یادمون رفت که " انسانی برنده ست که تو بازی زندگی بعد از شکستش دوباره بلند شه و شروع کنه! شروع..."
 
...و اینطور می شه که آدم برای گذشته(فردای تموم شدش) دلتنگی میکنه که ای کاش اون فرداها رو به خوبی تموم میکرد و زود تر به خواسته های خوب زندگیش میرسید و "دوباره  میگه هنوز هم دیر نیست! فردا های زیادی هست که هنوز نیومده ! "
 
...و به  خودمون میگیم : امروز فرداییست که دیروز منتظر آن بودی پس از دستش نده تا همانند قبل افسوس بخوری و آن را  بر باد رفته ببینی...هنوز فردایی هست که از دستت نرفته!
 
پس این حرفو رسمی تر و عادلانه تر برای خودمون و تو گوش دیگران زمزمه می کنیم :
 
 "راه فردا که در پیش داریم راه نرفته ی ماست آن را درست بپیماییم "

برگرفته از ...راه نرفته..... 


[ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ 17:56 ] [ مژگان ] [ ]

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::